ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
77
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
داد . و قريب به يك سال در شهر شاپور [ 1 ] با خوارج در نبرد بود . خروج خوارج عليه حجاج از سال 76 تا 80 ، ادامه يافت و او در اين سالها سرگرم نبرد با ايشان بود . نخستين كسى كه از آنان قيام كرد صالح بن مسرح [ 2 ] بود - از بنى تميم . حجاج سپاهى به جنگ او فرستاد چون كشته شد خوارج ، شبيب را بر خود امير كردند و بسيارى از بنى شيبان به متابعت او برخاستند . حجاج سپاهى به سردارى حارث بن عميره به جنگ او فرستاد ، آنگاه با سفيان الخثعمى سپاهى ديگر فرستاد و پس از آن جزل بن سعيد را روان داشت و شبيب همه را درهم شكست و به كوفه داخل شد . حجاج با خوارج نبردى سخت كرد . پس لشكر گرد آورد و محمد بن الاشعث را از پى آنان فرستاد . آنان محمد بن الاشعث را شكست دادند . سپس عتاب بن ورقاء و زهرة بن حويه را به يارى او فرستاد اينان نيز منهزم شدند و عتاب و زهره به قتل رسيدند . شبيب نيز كشته شد و ميان خوارج اختلاف افتاد و جمعى از آنان كشته شدند . همه در اخبارشان آمده است . ضرب سكه در اسلام عبد الملك بن مروان در آغاز نامهاى كه براى پادشاه روم فرستاد ، نوشت « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » . سپس از پيامبر ياد كرد آنگاه تاريخ را نوشت . پادشاه روم را اين شيوه ناخوش آمد و گفت كه : اگر تركش نگوئيد ما نيز در دينارهايى كه سكه مىزنيم ، نام پيامبرتان را به صورتى كه شما را ناخوش آيد ، نقش مىكنيم . عبد الملك چارهء اين مهم را به مشورت پرداخت ، خالد بن يزيد اشارت كرد كه خود سكه بزنيم و دينارهاى رومى را ترك گوئيم . عبد الملك چنين كرد . حجاج بر سكههايى كه ضرب كرده بود « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » نقش كرده بود و مردم از آن سكهها كراهت داشتند زيرا كسانى كه ناپاك ( جنب ) بودند ، بر آن دست مىكشيدند . آنگاه در باب خالص بودن زر و سيم از غش ، سعى بليغ به جاى آوردند ، مخصوصا در ايام يزيد بن عبد الملك ، ابن هبيره بر اين كوشش در افزود و در ايام هشام ، خالد القسرى همين شيوه پيش گرفته بود و يوسف بن عمر ، بعد از ايشان كار امتحان عيار سكهها را به افراط رسانيد . چنان كه خلاف كاران را تازيانه مىزد . پس دينارهاى هبيرى و خالدى و يوسفى ، بهترين دينارهاى عصر اموى هستند . و منصور فرمان داد كه به هنگام گرفتن خراج ، جز از آن دينارها نستانند . دينارهاى نخستين - دينارهاى مكروهه ناميده شدند يا به سبب آن كه خالص نبودند يا به خاطر آن كه حجاج بر آنها « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » نقش كرده بود . درهمهاى ايرانى از جهت مقدار اختلاف داشتند ، بعضى بيست قيراط بودند و بعضى
--> [ ( 1 ) ] نيشابور . [ ( 2 ) ] سرح .